كپي برداري تحقيق نيست
حميدضياييپرور- EDUPRDSS - اكنون تقريبا در تمام دانشگاههاي ايران، روش تحقيق در رشتههاي علوم انساني و اجتماعي براي تدوين مقاله و كتاب و پروژههاي تحقيقاتي، روش ببر و بچسبان يا همان روش كپيپيست كردن است .
هر چه منبع بيش، اعتبارش بيشتر ! يكي از دانشجويانم در دانشگاه دماوند ميگفت يكي از استادان به مقالهاش ايراد گرفته كه فلان بخشهاي مقاله را از كجا آوردهاي ؟ او پاسخ داده اين بخشها از خودم است. استاد گفته يعني چي از خودم است؟ بايد منبعاش را بنويسي. نميتواني از خودت بنويسي. اين دانشجو ميگفت از نظر استاد مربوطه تحقيق يعني جمعآوري نظرات ديگران؛ يعني بتواني به خوبي حرفهاي ديگران را از منابع مختلف استخراج كني و با وسواس علمي و رعايت دستورالعملهاي رفرنس نويسي به آنها ارجاع بدهي. من به جرأت ميگويم بسياري از مقالات به ظاهر علمي ما در رشتههاي علوماجتماعي چيزي جز بريده نظرات ديگران نيست؛ مقالهاي كه 200 رفرنس دارد لزوما مقاله معتبري نيست. چنين مقالهاي جمع جبري بريده مقالات ديگران با ذكر منبع است. در واقع هنر دروس روش تحقيق در دانشگاهها اين شده كه چگونه و با چه متدهايي ميتوان از منابع مختلف، اطلاعات و يافتهها را استخراج كرد. نمونهاي جالب مربوط به رساله كارشناسي ارشدي است كه چون موضوعاش نو بوده و هنوز دانشمندان غربي در اين باره تحقيقي انجام ندادهاند با مخالفت دانشگاه روبهرو شد و استدلال آنها نيز فقر ادبيات تحقيق بود. پاسخ دانشجو در جلسه دفاعيه پروپوزال اين بود كه چرا تا زماني كه ديگران درباره موضعي تحقيق نكردهاند ما حق نداريم درباره آن موضوع تحقيق كنيم؟ اين دانشجو البته با لجاجتي كه به خرج داد و رسالهاي در باب آن موضوع نو تهيه كرد با كمترين نمره ممكن توانست از سد هيأت داوران عبور كند. جالب اين است كه همان رسالهاي كه بهعنوان نخستين بار توليد و خودش به يك منبع اوليه تبديل شد، اكنون سالهاست بهعنوان منبعي معتبر توسط ديگر دانشجويان در دانشگاههاي مختلف تهران مورد استناد رسالهها قرار گرفته و بهترين نمرات را براي كپيپيستكنندگان آن به ارمغان آورده و ميآورد. بحث تقلبهاي علمي چند صباحي است كه در محيطهاي علمي داغ شده است و هر ازگاهي خبرهايي راست يا دروغ درباره كپيبرداري فلان مقام مسئول از يك مقاله خارجي در ژورنالهاي معتبري مانند نيچر منتشر ميشود كه البته همگي با تكذيب مقامات و احيانا طلبكاري ايشان مواجه ميشود. البته آن چيزي كه در ايران بسيار بلند است ديوار حاشاست و بهفرض كه چيزي هم اثبات شود آب از آب تكان نميخورد. در همين راستا البته دكتر سعيد سهرابپور، رئيس دانشگاه صنعتي شريف گفته است: «اگر در مقالهها از تحقيقات و مقالات ديگر بدون ذكر منبع استفاده شود، نوعي سرقت انجام شده كه بايد دانشگاهها با متخلفان برخورد جدي كنند. براي جلوگيري از تخلفات علمي دانشجويان، اساتيد بايد از ابتداي پروژه تحقيقاتي همراه دانشجو باشند و درصورتي كه اساتيد، دانشجو را در طول پروژه رها كنند، احتمال بروز تخلفات علمي افزايش پيدا ميكند.» به گفته وي دانشگاهها متخلفان و سارقان علمي را به كميته انضباطي ارجاع داده يا درصورت نياز اخراج كنند. حرفهاي نغزي است اما در اين باب چه ميتوان كرد كه برخي به ظاهر مقالههاي علمي، خود به طرز محترمانهاي برگزيده و منتخب مقالات سايرين است؟ به راستي وقتي استادي بدون اينكه در تهيه مقاله يا تحقيقي نقشي داشته باشد از دانشجو توقع دارد و گاه به طور علني به زبان ميآورد كه بايد نام او نيز در ذيل مقاله منتشر شود چه بايد كرد؟ يا با كساني كه نمره رساله يا واحد دانشجو را گروگان درج اسم استاد در ذيل مقاله ميكنند چگونه ميتوان برخورد كرد؟ شاكي كيست و متشاكي كجاست؟ چگونه ميتوان به دانشجو آموخت كه تحقيق يعني حضور واقعي محقق در متن تحقيق؛ يعني محقق در مقاله مستخرج از تحقيق حضور واقعي داشته باشد نه حضور مجازي. چرا بسياري از محققين ما با فهرستي طويل از تحقيقات و مقالات منتشره قادر به يك سخنراني يك ساعته بدون بهرهبردن از نوشته درباره مطالب منتشره خود نيستند؟ چرا در محيطهاي علمي جايگاهي براي تحقيقات دانشجويي قائل نشدهايم و اساسا ژورنالهاي علمي – پژوهشي مان از دانشجو مقاله نميپذيرند؟ و حتما بايد اسم يك استاد در كنار اسم دانشجو باشد تا پذيرش شود؟ آيا نظام پژوهشي ما در دانشگاهها و بهخصوص در رشتههاي علوم اجتماعي تنها به ظاهرسازي و به قول استادي، مقالهسازي گرايش پيدا كرده است؟ در اين صورت چاره و درمان چيست؟
این خبر تابحال 268 مرتبه مشاهده شده است.
شماره خبر:229
تاریخ درج خبر:۱۳۸۹ هجدهم فروردين
ساعت درج خبر:11:29:23 |